۰

پست شده در : ۰۸-تیر-۱۳۸۹ | توسط : هِستیا | در دسته : Uncategorized

لازمه بشینم یه گوشه و به همه سالهای گذشته نگاه کنم…یادم بیاد همه اون چیزهایی که آرزوی گذشته بودن و حالا محقق شدن …شاید خوشحال تر شم…شاید قدر این روزها رو بهتر بدونم .
اعتراف میکنم مدتیه آدم خوشحال قدیم نیستم …کم بوده و عجیب بوده چیزهای که از ته دل خوشحالم کرده تو سال گذشته .
از خودم ناراحتم بابت تموم نکردن یک کاری که همه تقصیرش به کم کاری خودم برنمیگرده…ولی شاید تلاش بیشتری از طرف من هم لازم بوده !
ولی از همه اینها گذشته خود جدیدم رو دوست ندارم . من آدمی نبودم که عنان احساس از کف بدم . آدم عقل بودم همیشه ! تو سال جدید بر عکس بودم …بر عکس بودنش شادم نکرده !
بیشتر ناراحتم کرده….انتظارم رو بالا برده …دلگیرم کرده خیلی وقتها ….
امیدوارم بتونم بر حس نا خوشحالیم غلبه کنم ….

نوشتن دیدگاه