پست شده در : ۱۲-دی-۱۳۸۸ | توسط : هِستیا | در دسته : Uncategorized, پراکنده های ذهن من
قدیما بعد هر مسافرت و مهمونی همیشه مامان میگفت هیچ جا خونه آدم نمیشه …بگذریم که آی لجم در میومد…
فعلن مجازن میگم هیچ جا خونه آدم نمیشه …نه واسه اینکه مثلن دلم نمیخواد جای دیگه بنویسم …ولی مثلن نمیشه وسط هاگیر واگیر بیانیه و این همه جریان و اینا من بیام غر بزنم که فامیل عزیز …دوست عزیز …همه عزیزان …محض اون خدایی که قبول دارین قبل از اینکه تلفن راه دور بزنید به یه ور دیگه کره خاکی اون ساعت رو یه نگاه بکنین یه محاسبه انجام بدین که اون بدبختا ساعتشون چنده ؟ که آدما زهره ترک نشن نصفه شب …از خواب دو هزار متر نپرن بعد اصلن دهنشون باز نشه وقت حرف زدن ، بعد به شما بربخوره که این همه از ایران بهش زنگ زدیم شعور اجتماعی نداره یا تحویل نمیگیره یا خودشو میگره یا فلان دماغ شده یا هر چی …بعد نفر بغل دستیت میگه خوب گوشی رو بر نمیداشتی خوووووب …راه حل جان … بابا وقتی این هار هار تلفن میره بالا و تو سه متر از خواب میپری مطمئن باش مغزت اینقدر کامل کار نمیکنه که بفهمی چی کار داری میکنی ! همین که مثلن کنترل کردی نرفتی رو کانال بد و بیراه گفتن ایول داره …بعد هم که وقتی پاشدی دیگه برمیداری اون صاب مرده رو دیگه!
بعد از همه بدتر اینه که وقتی ساعت ناجور این تلفنه زنگ میخوره من نمیدونم آدم چرا دلشوره میگیره …من آدم نشدم بعد این چند سال با اینکه میدونم بعضی تلفن کننده ها محاسبه ساعت و اینا ندارن …انسان خر که شاخ و دم نداره (توهین نشه – خودمو میگم با این مدل دلشوره های بی خودیم ! )
بعد من الان یه عالمه صحبت دیگه دارم که اینجا هم نوشتنم نمیاد …زندگیه داریم ؟
آخر همه اینها ساال نو مباارک عزیزم، امیدوارم سال خیلى خوبى باشه براى همه مردم و همه جا، به گوله نمک هم سلام برسون و سال نو رو تبریک بگو
میبوسمت
—————————————————————–
مرسی مرجان جون . سال نو هم به تو و مریخی و امیر کوچولو مبارک . بهترین آرزوها
ببین من به نظرم با اون خانومه حرف بزن اسم و رسم فامیلش رو بگیر بزن تو ۴۱۱ لااقل اینجوری هم اون بچه هاش رو پیدا میکنه و هم تو از دست تلفنهای گاه و بیگاهش راحت میشی …ما که راحتی نداریم هر چی میگیم باز دل تنگ راه نمیده و فامیل محترم ما را به تلفنی دم صبح ایندالج مینمایند :دی
سلام،
دقیقاً دقیقاً دقیقاً می دونم چی می گی… ولی من هم دلم نمیاد هیچ وقت با این تلفن کننده های بی محل بی ادبی کنم. کسایی که فامیل نزدیکن و مرتب زنگ می زنن و آدم روش می شه بهشون بگه کی زنگ نزنن خوب بلدن ساعت حساب کنن! کسایی هم که سالی یه بار زنگ می زنن و باهاشون رودروایستی داری هیچ کدوم بلد نیستن ساعت رو حساب کنن!!
————————————–
سلام قصه گو جون …بابا بدبختی اینا که بعضی از قوم و خویشان نزدیک (!) ساعت تنظیم شده به ساعت محلی ما در خانه دارند …با این همه من نمیدونم …لا اله الا الله …باید خویشتن داری کنم …بده :دی دسشون درد نکنه :دی بس مهربانند …:دی
رفیق قدیمی منم ساعت چهار صبح زنگ زده بببینه حال من خوبه یا نه. یعنی محاسبه ی اختلاف ساعت و اینا کیلو چند.
———————————————-
:دی …بعد شما از ما کامنت و اینا نمیگیرین خوشحالین ؟!؟!؟ :دی -مقصر رو هم که نام نمیبرم :دی – دوست خان …تشریف بیارین تو گودر خوب…جاتون خالیه خیلی …باید یه ایمیل بزنم همچین بسازمتون …میس یو خلاصه زیاد
کاش دیدارا تازه شه …