پست شده در : ۱۴-آبان-۱۳۸۸ | توسط : هِستیا | در دسته : اجتماعی
شاید خیلی آسان به نظر برسد وقتی برای رسیدن به اهدافمان وعده و وعید میدهم…نقشه میکشیم و خود را در نوک قله موفقیت میبینیم. آن لحظه حرکت به جلو و رسیدن به نقطه مورد نظر آنقدر ذهن را درگیر میکند که موانع واقعی یا به نظر نمیرسد و یا کمرنگ تر از واقعیت به نظر میرسد. آنچه نباید فراموش کرد وجود همیشگی نیروی خلاف جهت “مقاومت و پایداری در برابر ایجاد تغییر” است. این نیروی مقاوم در برابر هر نوع تغییر خوب و بد وجود دارد. مثل اصطحکاک که همیشه هست و حاضر است و میتوان انرا به حداقل رساند ولی نمیتوان از آن رها شد.
همه ما در مقیاس کوچک بزرگ این پایداری در برابر تغییر را تجربه کرده ایم. از خواستی کوچک که به مذاق خانواده و یا گروه دوستان خوش نمی آید تا تغییرات بزرگتر در گروههای بزرگتر تا اختلاف نظرهای سیاسی و انتخاباتی احزاب مختلف.
در برخی شغلها مقابله با ابن نیرو گاهی طاقت فرسا میشود. گاهی ایجاد یک تغییر سازمانی مدتها ذهن و روح و جسم را به مبارزه میطلبد و اگر تغییر دهنده به تک تک جوانب ایجاد تغییر آگاه نباشد و نیروهای مقاوم در برابر این تغییر را پیش بینی نکرده باشد چه بسا بشکند و مجبور به عقب نشینی شود. برای آن است که باید بداند چه میخواهد و چرا میخواهد و چگونه میتواند از هر زاویه ای از ایجاد تغییر دفاع کند.
غرق شدن جاییست که سوراخی در برنامه تغییر وجود داشته باشد و بخواهی آن را با دست بپوشانی و با ساده انگاری گمان کنی کسی متوجه آن نخواهد شد . آنوقت فشارها به کنار بزندت و هویدا شود آن ناکارایی سیستم. آنروز است که نیروی دفاعیت در هم میشکند و حتی اگر قدرتمند ترین باشی پایه های قدرتت متزلزل میشود و خودت هم به خودت و همه وعده وعیدهایت و چراییشان شک میکنی!