هاراگیری یا زندگی با شرمندگی! آن هم برای ژاپنی ها

۴

ارسال شده به : ۱۷-بهمن-۱۳۸۸ | توسط : هِستیا | In : اقتصادی, تکنولوژی

خوب …تویوتای بیچاره با این اوصاف به فنا رفت…
چند روز پیش مشکل عملکرد درست پدال گاز هوا شد و کلی باعث سقوط سهام تویوتا شد.
امروز هم صحبت از کار نکردن ترمز یکی از مدلها توی اخبار بود. نمیدونم چقدر این اخبار ایران منتقل شده.
تویوتا یکی از مطمئن ترین ها و پر طرفدارترین ها در صنعت خودروسازی در امریکای شمالیه . با این اوصاف
همه جوره چهره اش مخدوش شد. توی یکی از برنامه های خبری آخرین مکالمه با موبایل ضبط شده یک صاحب فقید تویوتا
پخش شد که به ۹۱۱ زنگ زده بود و طلب کمک میکرد با صدای بسیار مضطرب به علت پدال گازی که به پایین چسبیده و آزاد نمیشد
و ظاهرن ماشین تصادف میکنه و چهار نفر از بین میرن!
به قدری این مساله با توجه به اقدامات کنترل کیفیت اونهم در جایی مثل تویوتا برام عجیبه که فکر میکنم یه جورایی کاسه ای زیر نیم کاسه است.
بعد از رکود اقتصادی و ورشکستگی و لی آفهای پیاپی اتومبیل سازی های مطرح امریکای شمالی تنها همچین اتفاقی میتونست توجه عموم رو به خرید ماشیت امریکایی جلب کنه
و باعث رونق دوباره بازار اونها بشه.
به هر حال اگر وضع همینطور جلو رود گمونم آقای سی ای اوی تویوتا چاره ای جز هاراگیری نداشته باشد!
من شدیدن تویوتا ونزا را دوست میداشتم …ولی به عنوان یک مصرف کننده جان دوست فعلن شدیدن منصرف گردیدم :دی

————————————————–
پ. ن. بنا به یک در خواست ویژه در وبلاگ ثبت شد :-)

Peep Culture

۰

ارسال شده به : ۰۳-خرداد-۱۳۸۸ | توسط : هِستیا | In : اجتماعی, تکنولوژی

احساسات موجود در دنیای مجازی و عادت بیش از پیش خیلی از ما  برای دنبال کردن ،خواندن  و خوانده شدن ،به گمانم  مبحثیست که باب جدیدی در علم روانشناسی و جامعه شناسی باز میکند؛ همانطور که در اقتصاد و مدیریت عصر جدید دنیای مجازی باب جدیدی باز کرده است.
هیچ وقت شده به کسی تلفن بزنید فقط برای اینکه بگویید  کنار پنجره نشسته اید و مشغول صرف چای هستید  یا پاپ کورنتان در  مایکرو ویو سوخته  یا انگشتتان  را بریده اید یا هزار مورد مشابه از اتفاقهای معمولی دیگه که اینروزها از خطهای استتوس فیس بوک یا توییتر میگیریم ( توییتر در ابتدا برای دنبال کردن جزئیات زندگی سلبرتی ها به وجود آمد ولی بعدها تبدیل به ابزاری شد که هر کس به فرا خور حالش جزئیات موقعیتها و خبرهای کوتاه را در آن باز گو میکرد/میکند) و میتوان ریزترین جزئیات زندگی افرادی را که ممکن است خیلی هم آشنا نباشند  در آن دنبال کرد. آیا فیس بوک و مشابهانش ما را دچار چنین عادتهایی کرده اند یا این اشتیاق به با خبر شدن از جزئیات روزمرگی های یکدیگر همواره در ضمیر ما وجود داشته است؟

هل نیدزواکی این مقوله را موضوع  کتاب  جدید خود با عنوان The Peep’s diaries قرار داده است. هال  در کتابش  روند تغییر جوامع را در طول زمان از “پاپ کالچر” به “پیپ کالچر”  بررسی کرده  و به این موضوع پرداخته که این روزها چگونه اشتیاق ما برای دانستن روزمرگیهای دوستان و آشنایان افزایش میابد. طبق تعریف او “پاپ کالچر”  اشتیاق مردم برای دنبال کردن زندگی روزمره افراد مشهور و سلبرتی هاست در حالیکه “پیپ کالچر” اشتیاق  ما به دنبال کردن افراد فامیل  و دوستان و آشنایان و به عبارت دیگر مردم معمولی تر است  که گاهی خوب میشناسیم و گاهی تنها یک یا دوبار ملاقات کرده ایم و به هر طریقی در زمره دوستان  ما در شبکه هایی چون فیس بوک  قرار میگیرند و دنبال کردن زندگی روزانه شان برایمان عادت شده است.

اما چه چیز است که ما را تشویق میکند که روزمرگیها  و اتفاقات زندگی خود را با این آدمها به اشتراک بگذاریم یا به خواندن و دنبال کردن مطالب مربوط به آنها عادت کنیم؟ یک  دلیل این همه توجه به جزئیات شاید جستجوی آن اجتماع و با هم بودنهاییست که در جوامع اولیه بشری وجود داشته و در فطرت آدمهاست.  زندگی عصر جدید  و مشکلات مربوطه مانند مسافتها ، محدودیت زمانی و مشاغل و پر مشغله بودن زندگیهای شخصی هر چه بیشتر و بیشتر ما را به چارچوب زندگی تنها و جدا از اجتماع فرو میبرد. خیلی از ما به دنبال توجه بیشتری  هستیم که شاید در دنیای واقعی اطرافمان نه خودمان وقتش را داریم و نه اطرافیانمان . دلمان میخواهد دیگران ما را ببینند و تنها محدود به یک اسم و به یاد آورده شدن در اتفاقهای اکستریم مثل ازدواج و مرگ و …نباشیم. میخواهیم به عنوان یک فرد دیده شویم. این شاید دلیلی به اعتیاد روزافزون ما به ابزارهاییست که بین ما و آدمهایی مثل خودمان ارتباط برقرار میکند. این ارتباطات مجازی اکثرا بدون غرض ورزی های شخصی که روابط حقیقی را در بر میگرد بنا میشود و این خود دلیل دیگری از اشتیاق به این روابط و جایگزین کرد روابط اجتماعی عادی با چنین روابطی است.

ولی استفاده از این  ابزراها تا کجا تا چه حد ادامه خواهد یافت ؟ هال اعتقاد دارد  که به علت سرشت توجه طلب و اجتماعی انسانها  این نوع زندگی مجازی بیشتر و بیشتر در بین آدمها جا خواهد افتاد. هر چند من اعتقاد دارم اگر چه که در خیلی از موارد این ارتباطات مجازی جای خالی خیلی از نداشته های دنیای واقعی را پر خواهد کرد ، اما تاثیر بسیاری بر تعریف مرز بین زندگی خصوصی و عمومی خواهد داشت و بازخورد جایگزینی چنین روابطی به جای زندگیهای عادی  تاثیر قابل توجهی  بر جوامع خواهد گذاشت.

شاید زیانها و صدمه های روحی  که از دنیای واقعی دیده ایم ما را بیشتر و بیشتر به سمت ایجاد دنیای مورد علاقه مجازیمان  کشانیده. شاید  نقابهایی که به اجبار باید در زندگی عادی به صورت بزنیم مثل لبخند وقتی در درون احساس خوشی نداریم یا ابراز ناراحتی  وقتی واقعا از درون چنین احساسی نداریم و یا اعلام موافقت و مخالفت با چیزی که به آن اعتقاد نداریم و هزاران هزرا نقاب دیگری که تنها به علت همراهی  با افراد اطراف مجبور به پوشیدن آن هستیم . دلمان  میخواهد خودمان باشیم و خیلی از ما آن خود واقعی را در این دنیای مجازی ساخته ایم . بر عکس این مورد هم هست. کسانی که دوست دارند چیزی به غیر از آدم فعلی باشند. آنها هم تلاش در ساخت این شخصیت در دنیای مجازی میکنند و توجیه موفقیت سایتهایی مثل second life  ویا افرادی با وبلاگهایی متعدد و نامهای مستعار مختلف شاید همین باشد. *

نکته دیگر اینکه بعد از ورود و روز افزون شدن پیپ کالچر نا خود آگاه  وسواسی برای دنبال کردن برخی افراد به وجود می آید و این خود در کنار لذت با هم بودن اضطراب پدید می آورد. چون وقتی دائم از افراد خاصی با خبریم نا خود آگاه وقتی به هر علتی کمتر از آنها میشنویم و میخوانیم و میدانیم    نگرانی پدید می آید…هر چه بیشتر از افراد بدانیم بیشتر وسواس پیدا میکنیم و شاید بیشتر و بیشتر عادت میکنیم …

ناگفته نماند که وبلاگ نویسی هم نوع دیگر ی از ورورد پیپ کالچر به دنیای ماست.   دوست داریم خوانده شویم و از نظرات دیگران در خصوص نوشته مان باخبر شویم. چه آنها که میشناسیم در دنیای واقعی و چه افرادی که شاید هرگز ندیده ایم. و چه بسا از حس همراهی در یک مورد خاص از سوی انسانهای نا شناخته نیرو میگیریم و پیش میرویم.

سوالی که پیش می آید تا کی و تا کجا این فرهنگ پیش خواهد رفت و تا چه حد امکان اشتراک  جزئیات برای ما پذیرفته خواهد بود. چون بارها به تجربه ثابت شده اطلاعات خصوصی افراد به راحتی به ضرر منافع شخصیشان بهره برداری میشوند و این بزرگترین خطریست که اعضای این شبکه ها را تهدید میکند. البته به نظر هال این اشتراک و همراه شدن در جزئیات زندگی هم  پدیده ایست که پذیرفته شده و اکثریت از آن راضیند  و هر چه به جلو میرویم بیشتر و بیشتر از این نوع همراه شدنها مورد استفاده خواهد گرفت.

———————————————————————————————————–

این هم وبلاگ هال در صورتیکه علاقه مند به دنبال کردن این موضوع هستید. www.thepeepdiaries.com
* من خودم با اسم مستعار مینویسم و همه تلاشم این است که خود واقعیم باشم. این اشاره تنها موارد خاص را در بر میگیرد.