ارسال شده به : ۲۰-تیر-۱۳۸۸ | توسط : هِستیا | In : فرهنگ و هتر, پراکنده های ذهن من
تو آفیسم نشستم و یک گوشه چشمم به مراسم یاد بود مایکل جکسونه که آن لاین از شبکه ا ب سی پخش میشه .
در واقع یکی از بچههای آفیس که کامپوترش اسپیکر نداره خواهش کرد که بیاد و ساعت نهار این مراسم رو از کامپیوتر من تماشا کنه . خوب منم دلم سوخت و بعد ساعت نهار هم به روش نیاوردم.
کوئین لطیفه جمله قشنگی گفت که شاید خیلی بیانگر حس این روزامون باشه. مضمون حرفاش این بود:
“درسته که سر تأ سر دنیا الان به سوگ مایکل نشستن ولی ما خوشحالیم که مایکل رو داشتیم”
و من به حال و روز این روزهامون فکر میکنم : درسته این روزها مون خاکستری شده. ولی بازم چیزهایی هست که بهش افتخار کنیم و اون تلاش ستودنی برای احقاق حقمونه! مدتها بود که فکر میکردم همه اینقدر به گرفتاری گرم شدن که حق یادشون رفته!
تو این فکرها هستم که یه جمله محشر به نقل قول از مایکل رو صفحه نقش میبنده:
… There is nothing that can’t be done if we raise our voices as one!